آرزو

خرید بک لینک

قبل ایمانم صبر و تحمل کمی داشتم وقتی چیزی می خواستم زود بدست نمی آوردم، در من نا امیدی به وجود می آورد که در آخر این نا امیدی تبدیل به خشم وعصبانیت میشد و باعث میشد کلا جا بزنم و هیچ تلاشی نکنم و از هدف وآرزوهام دست بکشم و هیچ وقت بهش نرسم. 

اما از وقتی که به عیسی مسیح ایمان آوردم و در قلبم رو به روش باز کردم و بهش اعتماد کردم کم کم صبر و تحملم بیشتر شد، حالا وجود من تهی از نا امیدی و سرشار از خدایی پر از امیداست، خدایی که زندست خدایی که صدای منو میشنوه و هر لحظه جلوتر از من قدم بر میداره ،راه رو برای رسیدن من به اهداف و آرزوهام باز میکنه.

 وقتی خدا همیشه جلوتر از من قدم بر میداره راه رو برای من باز میکنه باعث میشه که امیدوار باشم و برای رسیدن به هدف هام و آرزوهام جا نزنم و نا امید نشم و میدونم چیزی رو که ازش بخوام رو بهم میده، ولی در زمان بندی مشخصی که خودش تعیین کرده؛ اون برای همه ما نقشه های منحصر به فردی داره. 

بیشتر از یک ساله که زبان هلندی رابه صورت جدی دنبال میکنم، توی این یک سال معلمی که درس هلندی رو به من یاد میداد خیلی ازش راضی نبودم و همش دنبال این بودم که با یه معلم دیگه ای این کلاس هارو بگذرونم اون نمیتونست خوب مفاهیم رو انتقال بده، من همیشه به جستو جو برای پیدا کردن یه معلم جدید ادامه میدادم و هر جا که موقعیتش بود برای پیدا کردن یه معلم جدید صحبت میکردم یا حداقل یه کسی که بتونه در کنار این معلم به من کمک کنه و اونطوری که من میخوام به من آموزش بده.

 تقریبا داشتن یه معلم با اون معیاری که من مدنظرم بود شده بود آرزو، و اعتماد داشتم که این آرزو من تویی روز  و زمان مشخصی که خدا تعیین کرده بر آورده میشه. 

حدود یک ماه پیش به یه مهمونی دعوت شدم، خیلی علاقه نداشتم که به اون مهمونی برم اما نمیدونم چطور بدونه اینکه دلم بخواد حاضر شدم و از دوستم خواستم دنبالم بیاد تا همراه اون به مهمونی برم. 

بر خلاف اون چیزی که فک میکردم اون مهمونی  یکی از بهترین مهمونی هایی بود که تاحالا رفته بودم چون در اون مهمونی من به یکی از هدف ها و آرزوهام رسیدم. 

بعد از شام یه خانمی که نمی شناختمش کناره من نشست و خودشو معرفی کرد و شروع کرد به حرف زدن، گفت معلم زبان هلندیه و به خارجی های که به هلند میان زبان هلندی آموزش میده، هیجان زده شدم از هیجان زیاد بدونه اینکه مکث کنم بهش گفتم می تونید به من هم کمک کنید به من هم زبان هلندی آموزش بدین؟!

دقیقا همون معلمی بود که دنبالش بودم، اون با کمال میل قبول کرد که به من زبان یاد بده. ما قرار اولین جلسه کلاسمون هم گذاشتیم، تمام اون شب حتی موقعه خواب هم لبخند خوشحالی از روی لبم نمی رفت، نمیدونستم واقعا چطوری باید از خداوند سپاسگذاری کنم، تمام اینها نقشه های خدا بود؛ بدونه اون هیچ وقت من نمی تونستم به این حس عمیقی از خوشحالی برسم، اون منو به چیزی که ازش خواسته بودم رسوند، معلمی که سطح تدریس بالاتری داره ودر انتقال مفاهیم عالی عمل میکنه و بدونه اینکه هزینه دریافت کنه قبول کرد که به من آموزش بده. 

آری خداوند

جلوتر از ما قدم بر میداره، راه رو برای رسیدن به هدف هاو آرزوهای ما باز میکنه و وقتی خدایی به این قدرتمندی دارم  هیچوقت به دلم نا امیدی راه نمیدم؛البته اینو بگم که خیلی وقتا به خاطره ذات انسانی که دارم، حتی رو چیزایی خیلی کوچیک هم استرس تمام وجودم پر میکنه اما پدر باز  معجزهاش از راه میرسه و تمام وجود خسته ی منو جان تازه میده ؛و منو پر میکنه از حضور خودش، پر میکنه از امید و آرامش ، و باز هم به من یادآور میشه که من هیچ وقت در هیچ شرایطی تنهات نمیزارم. آری تنهایی زمانیه که فراموش میکنی خدا باهاته .

 الان بیشتر از هر موقع فهمیدم که هر چیزی دیگه ای تویی دنیا تنها با داشتن پدر آسمانیم امکان پذیره و میدونم که اون بزرگترین دارایی منه بزرگترین آشنا و پارتی که تویی این دنیا دارم و مهمتر از همه اینکه اون حواسش به تک تک لحظه های زندگیه من هست؛ او هیچ وقت خواست و آرزوهامو نشنیده نمیگیره و هر روز با معجزهای کوچیک بزرگش به من یاداوری میکنه که من همیشه برای تو هستم فرزندم، و با حضورش امید رو در من به وجود میاره، .متبارک باد نامت ای پدر آسمانی وعده اميد بخش خداوند...

ما را در سایت وعده اميد بخش خداوند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 114 تاريخ: يکشنبه 26 تير 1401 ساعت: 1:36

صفحه بندی